فاصله ای هم با ما ندارد. درست زیر پای ماست. خط
فقر، خطی فرضی است مابین بتن یک پل. زیر آن خوابیدن و از آن عبور کردن به
فاصله یک مصوبه است!
به فاصله یک امضای ناقابل! جمعی ناگهان از بالای آن
میروند و جمعی زیر آن از چشم ها پنهان می مانند و شاید اصلا به حساب هم
نیایند … عدم ثبات اقتصادی و نداشتن امنیت شغلی، مالی و اجتماعی، ما را به
زیر و بالای این خط منحوس سوق میدهد.
دنبال نرخ واقعی تورم و بیکاری نگردید
چون خط فقر همین جاست! درست در یکقدمی ما و ما عابری گذران، فقط گذر
میکنیم و آمارها را نگاه میکنیم. آمارها در خدمت دولتمردان است! همانگونه
که تاریخ به نوک خامه آنان نوشته میشود. اما واقعیت، در زیر همین پل شکل
میگیرد. خط فقر همین جاست ...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 13:54 توسط بانو
|
روح باران را بگو... تشنه کامانیم! ای ابر سیاه بر لب ما قطره ای ایثار کن خاک، له له میزند، خورشید تیغ چشمه های خشک را سرشار کن دست خشکیده ست و دهقان ناامید رودهای خفته را بیدار کن باغ پژمرده ست و غمگین باغبان این سراسر خار را گلزار کن روح باران را بگو ای تابناک بحر را سرریز کن، رگبار کن جان ما را زین پلیدی ها بشوی! کار کن! ای ابر نیسان کار کن! ...................
آری باران ، لبخند خداست....
(جایی برای حرف...حرفی برای دل... دلی برای خدا....)