من اگر انسانم ...

من اگر انسانم
پرهایم نخواهد ریخت
پرهای استخوانی
پرهایی که پرواز را معنی نمی دهد
پرهایی
که ماندن را معنی می دهد
ماندن در کجا؟
در شکستن این شیشه ها
و این پله ها
که رنگی
از پوستی را کبود می کند
من کبود را به تو می گویم
تو معنی کن
بندر که از ماهی شور است
روز که از دریا
تهی است
رطوبت دارد
من پیرهنم را به تو می دهم
که رطوبت را ندانی
من می دانستم
که شکستم ...
(احمدرضا احمدی)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 11:55 توسط بانو
|