از آفتاب عبورکن،

از نور رد شو ،

آسمان نزدیکترین است به زمین

اگر بخواهی .

آسمانی باش

آسمانی بودن تو را رنگ خواهد داد

رنگ لایتناهی «او»

که نمی دانم

چه رنگی را دارد.

دریایی است یا کویری.

ساحل ِ خاموش بی کران آرزوهای من است

یا موج ِ سهمگینی که

بر انتهای رویای شیرین نیلوفران هجرت امیدهای من

کوفته می شود.

اما می دانم

هر رنگی را داشته باشد

جاودانه ترین است.

بگو «قل هو الله احد»

هر چه تاریکی است را خط بزن

که خط زدن تاریکی ها از طرف تو

بارش باران نور او را

در پی خواهد داشت.

سفره ی هفت سین عیدهای نوروزت را

هر روز

بر سجاده ی نمازت

بگستران

باور کن سجاده ی نماز تو

هر روز سالی است

که بدیع می شود.

فراموش نکن

پهناوری سجاده ی تو

به منتهای آرزوی اوست.

بگذار آرزوهای آبی « او »

شعله ی فانوسی باشد

که کوچه ی تاریک چشمانت را

روشن می کند...