روزها , طناب می بافم

 

و شبها چوب می تراشم


چه کسی می داند که شاید فردا


اولین کارم


به دار آویختن رویاهایِ دیشب ام باشد ...

...


وقتی یوسف نیز در تعبیر این کابوس واره هایِ رویائی  لنگ می ماند...   !!!