روح باران ...
روح من کم سال است .
روح من گاهی از شوق ، سرفه اش می گیرد.
روح من بی کار است :
قطره های باران را ، درز آجرها را ، می شمارد !
روح من گاهی ، مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد . . .
( سهراب)

پی نوشت: دلم فرياد مي خواهد ولي در انزواي خويش
چه بي آزار با ديوار نجوا مي كنم هر شب
+ نوشته شده در سه شنبه یکم دی ۱۳۸۸ ساعت 1:41 توسط بانو
|