تمام سایه ها را شمردم

همه رفتن ها را گریه کردم

و پرواز را به پرنده سپردم

حتی در خواب تو را دیدم

که نمی شناختیم

و نمی شناختمت !

آری ...

تعداد سایه ها سکوت بود

و تمام آن رفتن ها تو بودی

و پرنده...

پرنده حتی به سایه من هم اعتقاد نداشت

...

سکوت که بلند بلند می خواند

من تمام اینها را مرور کردم

و نا گزير...

با سکوت همنوا شدم ...

 

(ح. ط)