سایه های سکوت...
تمام سایه ها را شمردم
همه رفتن ها را گریه کردم
و پرواز را به پرنده سپردم
حتی در خواب تو را دیدم
که نمی شناختیم
و نمی شناختمت !
آری ...
تعداد سایه ها سکوت بود
و تمام آن رفتن ها تو بودی
و پرنده...
پرنده حتی به سایه من هم اعتقاد نداشت
...
سکوت که بلند بلند می خواند
من تمام اینها را مرور کردم
و نا گزير...
با سکوت همنوا شدم ...
(ح. ط)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 19:35 توسط بانو
|