پشت هیچستان

به سراغ من اگر می ایید
پشت هیچستانم!
پشت هیچستان جایی است
پشت هیچستان رگهای هوا پر قاصدهایی است
که خبر می ارند از گل واشده ی دور ترین بوته خاک
روی شنها هم نقش سم اسبان سواران ظریفی است که صبح
به سر تپه ی معراج شقایق رفتند
پشت هیچستان چتر خواهش باز است
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود
زنگ باران به صدا می اید
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت پیداست....!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 0:47 توسط بانو
|