به سراغ من اگر می ایید



پشت هیچستانم!



پشت هیچستان جایی است


 
پشت هیچستان رگهای هوا پر قاصدهایی است



که خبر می ارند از گل واشده ی دور ترین بوته خاک



روی شنها هم نقش سم اسبان سواران ظریفی است که صبح



                             به سر تپه ی معراج شقایق رفتند



پشت هیچستان چتر خواهش باز است



تا نسیم عطشی در بن برگی بدود



زنگ باران به صدا می اید



آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی سایه ی نارونی تا ابدیت پیداست....!!!