ما نوشتیم و گریستیم

ما خنده‌کنان به رقص برخاستیم

ما نعره‌زنان از سرِ جان گذشتیم...

 

کس را پروای ما نبود.

 

در دوردست

              مردی را به دار آویختند.

 

کسی به تماشا سر برنداشت.

 

 

ما نشستیم و گریستیم

ما با فریادی

از قالبِ خود

برآمدیم...

 

 (شاملوی بزرگ)