... لبخند خدا

تلاش کردم خدا را بخندانم. نخندید. تلاش کردم خدا را خشمگین کنم. خدا خندید...

اگر من جاي خدا بودم ...

·        عجب صبري خدا دارد!

اگر من جاي او بودم همان يك لحظه اول، كه اول ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان، جهان را با همه زشتي و زيبائي به روي يكديگر ويرانه مي كردم. 

·         عجب صبري خدا دارد ! 

اگر من جاي او بودم كه مي ديدم يكي عريان لرزان ديگري پوشيده از صد جامهِء رنگين زمين و آسمان را واژگون مستانه مي كردم. 

·         عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم كه در همسايه صدها گرسنه، چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم نخستين نالهء مستانه را خاموش آندم بر لب پيمانه مي كردم.

·        عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم نه طاعت مي پذيرفتم نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده پاره پاره بر كف زاهد نمايان.

·        عجب صبري خدا دارد !

اگر من جاي او بودم براي خاطر تنها يكي مجنون صحراگرد بي سامان هزاران ليلي نازآفرين را كوه به كوه آواره و ديوانه مي كردم.

·        عجب صبري خدا دارد !

 اگر من جاي او بودم بگرد شمع سوزان رخ «دل عشاق» سرگردان سراپاي وجود بيوفا معشوق را پروانه مي كردم.

·        عجب صبري خدا دارد !

 

اگر من جاي او بودم به عرش كبريائي با همه صبر خدائي تا كه مي ديدم عزيز نابجائي ناز بر يك ناروا گرديده خواري مي فروشد گردش اين چرخ را وارونه بي صبرانه مي كردم.

 ·        عجب صبري خدا دارد !

 

چرا من جاي او باشم؟

همان بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتكاري هاي اين مخلوق را دارد و گرنه من بجاي او چو بودم يك نفس كي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه مي كردم؟!

 

·        عجب صبري خدا دارد !  عجب صبري خدا دارد !!

 

 

(معيني كرمانشاهي)

 

 


Weblog Themes By Pichak

موضوعات

درباره وبلاگ


روح باران را بگو...
تشنه کامانیم! ای ابر سیاه
بر لب ما قطره ای ایثار کن
خاک، له له میزند، خورشید تیغ
چشمه های خشک را سرشار کن
دست خشکیده ست و دهقان ناامید
رودهای خفته را بیدار کن
باغ پژمرده ست و غمگین باغبان
این سراسر خار را گلزار کن
روح باران را بگو ای تابناک
بحر را سرریز کن، رگبار کن
جان ما را زین پلیدی ها بشوی!
کار کن! ای ابر نیسان کار کن!
...................

آری باران ، لبخند خداست....



(جایی برای حرف...حرفی برای دل... دلی برای خدا....)

پیچک